خاطره ای از یک استاد دانشگاه 

خاطره یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالوژی دانشگاه شریف:
 یک بار داشتم برگه ها رو تصحیح می کردم، به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت؛ با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می کنم.
 تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است؛ کمتر پیش می‌آید کسی از من این نمره را بگیرد... دوباره تصحیح کردم، 15 گرفت... برگه ها تمام شد. با لیست دانشجویان تطابق دادم، اما هیچ دانشجویی نمانده بود...
 تازه فهمیدم "کلید" آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کرده ام!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه چهارم مرداد 1395    | توسط: علیرضا زمانی    | طبقه بندی: مطلب طنز، داستانهای کوتاه،     | نظرات()