پـَـ نه پَــ! (سری  7)

بهش گفتم سی دی مادربردت رو بده کار ضروری دارم. رفت خونه و بعد از دو ساعت اومده می گه همونی که روش نوشته Gigabyte؟
گفتم پـَـ نه پَــ! همونی که نوشته گلچین شاد بندری  ۹۰!

از گوگل سایت رو باز کردم، نوشته آیا می خواهید وارد سایت شوید؟
گفتم پـَـ نه پَــ! مثل این که زنگو اشتباه زدم با طبقه بالایی کار دارم، ببخشید دیگه تکرار نمی شه!

مامور آمار: شما فرزند خانواده هستید؟
پـَـ نه پَــ! من پدر خانواده ام ولی خیلی خوب موندم!

دوستم ازم پرسید دیروز چند شنبه بود؟ گفتم: دوشنبه. گفت: وااای، یعنی امروز سه شنبه است؟
گفتم: پـَـ نه پَــ! به علت درخواست مکرر بینندگان، روز دوشنبه یک روز دیگه تمدید شد، هنوز دوشنبه است!

به مامانم می گم: من میرم کارواش... می گه: ماشین را هم می بری؟
می گم: پـَـ نه پَــ! می رم اون جا دوش بگیرم!

دارم سبزی خورد می کنم، دستم رو بریدم... می گم چسب داری؟ می گه: دستت رو بریدی؟
پـَـ نه پَــ! می خوام وقتی کارم تموم شد دوباره سبزی ها رو بچسبونم!

سوسکه را کشتم، جنازه شو برداشتم ببرم بیاندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه می کنه، می گه کشتیش؟
می گم: پـَـ نه پَــ! توی دستشویی خوابش برده بود، دارم می برمش توی رختخوابش بخوابه!

تو بانک بودم، نوبتم شد. رفتم جلوی باجه، آقاهه تقریبا دیگه منو می شناسه. گفت: لطفا" شماره تون رو بدید... گفتم: شماره نوبتم رو؟
گفت: پـَـ نه پَــ! شماره موبایلت رو! فقط بگما... من تک می زنم تو زنگ بزن!
شماره نوبتم رو بهش دادم یه چک هم بهش دادم که نقدش کنه. گفت: می خواهی نقدش کنی؟ گفتم: پـَـ نه پَــ! این رو دادم واسه این که تو شارژ بخری زنگ بزنی!

برای بار اول رفتم مرکز اهدای خون... پرستار می گه می خواین خون بدین؟
گفتم: پـَـ نه پَــ! پشه‌ایم، اومدیم مهمونی!
بعد از نیم ساعت نوبتم شده، می گه کارت ملی؟
می گم مگه کارت می خواد؟
می گه: پـَـ نه پَــ! می تونی آزاد هم بزنی... لیتری  ۷۰۰!

بچه تازه به دنیا اومده و از بیمارستان آوردیم خونه خوابیده، فامیلمون اومده می گه آخی... خوابه؟
می گم پـَـ نه پَــ! زدیمش تو شارژ! دکترا گفتن  ۷  – ۸  ساعت اول خوب بگذارین شارژ بشه بعد ازش استفاده کنین، و گرنه خوب گریه نمی کنه!

تو ایستگاه متروی آزادی، یکی ازم پرسید این جا آخرشه؟
گفتم: پـَـ نه پَــ! نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته، بعد دوباره راه می افته!

مادر دانش آموزِ اومده مدرسه… معلم بهش می گه: با بچه تون ریاضی تمرین کنین. می گه: تو خونه؟
پـَـ نه پَــ! تو زمین های خاکی، اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن!

تو توالت بودم که یکی محکم زد به در. گفتم: بله؟ دیدم داداشمه، می گه تو اون جایی؟
گفتم پـَـ نه پَــ! این صدای منشی توالته... لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایید داخل!

رفتم پمپ بنزین به آقاهه می گم  ۴۰  تا بزن. میگه  ۴۰  لیتر؟
پـَـ نه پَــ! ۴۰  تا قاشق چای خوری!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم. آمپول ها رو دادم به پرستار.
می گه آمپول بزنم؟ پـَـ نه پَــ! توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده می گه پول رو می برید؟
پـَـ نه پَــ! می خوام وایسم اینجا هر کس رقصید بهش شاباش بدم!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه هفدهم مهر 1391    | توسط: علیرضا زمانی    | طبقه بندی: مطلب طنز،     | نظرات()